جهان روان شناسی و مشاوره

سلامت روان در بحران جهانی؛ جهان چقدر از تعهدات خود عقب مانده است؟

سلامت روان حق بنیادین انسان‌ها

داده‌های تازه سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد سلامت روان در بحران جهانی قرار دارد؛ بحرانی که به دلیل شکاف عمیق میان تعهدات رسمی کشورها و اجرای عملی سیاست‌ها، به یکی از چالش‌های اصلی بهداشت عمومی جهان تبدیل شده است.

انتشار تازه‌ترین داده‌های سازمان جهانی بهداشت (WHO) بار دیگر نشان می‌دهد که سلامت روان در بحران جهانی به یکی از جدی‌ترین و در عین حال مغفول‌مانده‌ترین بحران‌های بهداشت عمومی در جهان تبدیل شده است.

به گزارش پایگاه خبری سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران، بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سازمان جهانی بهداشت، بیش از یک میلیارد نفر در جهان با نوعی اختلال سلامت روان زندگی می‌کنند؛ رقمی که نه‌تنها از گستردگی بحران حکایت دارد، بلکه ناتوانی نظام‌های سلامت در پاسخ مؤثر و عادلانه به این چالش را نیز آشکار می‌سازد.

سلامت روان در بحران جهانی و چالش نظام‌های بهداشت عمومی

سلامت روان در بحران جهانی و پیوند آن با نابرابری های اجتماعی

اختلالات اضطرابی و افسردگی، شایع‌ترین مشکلات سلامت روان در جهان محسوب می‌شوند و تمامی گروه‌های سنی را در بر می‌گیرند. این اختلالات دومین علت اصلی ناتوانی‌های طولانی‌مدت در سطح جهانی هستند و به‌طور مستقیم به کاهش سال‌های زندگی سالم منجر می‌شوند. زنان در مجموع سهم بیشتری از این بار بیماری را متحمل می‌شوند؛ موضوعی که نشان‌دهنده پیوند سلامت روان با نابرابری‌های اجتماعی و جنسیتی است.

یکی از نگران‌کننده‌ترین پیامدهای این بحران، خودکشی است. تنها در سال ۲۰۲۱ میلادی، حدود ۷۲۷ هزار نفر در جهان بر اثر خودکشی جان خود را از دست داده‌اند. خودکشی همچنان یکی از علل اصلی مرگ‌ومیر در میان جوانان در همه کشورها و سطوح اجتماعی–اقتصادی است.

با وجود تعهدات بین‌المللی، روند کنونی کاهش خودکشی بسیار کندتر از آن است که بتوان به تحقق هدف توسعه پایدار سازمان ملل مبنی بر کاهش یک‌سوم نرخ خودکشی تا سال ۲۰۳۰ امیدوار بود.

هزینه‌های پنهان؛ از سلامت تا اقتصاد جهانی

اختلالات سلامت روان تنها یک مسئله درمانی نیستند، بلکه پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای نیز دارند. اگرچه هزینه‌های مستقیم مراقبت‌های سلامت روان قابل توجه است، اما بخش عمده بار اقتصادی این اختلالات به هزینه‌های غیرمستقیم بازمی‌گردد؛ به‌ویژه کاهش بهره‌وری نیروی کار.

برآوردهای سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که افسردگی و اضطراب به‌تنهایی سالانه حدود یک تریلیون دلار به اقتصاد جهانی خسارت وارد می‌کنند. این رقم، سلامت روان در بحران جهانی را به یک مسئله راهبردی برای توسعه پایدار تبدیل کرده است.

شکاف میان سیاست‌گذاری و اجرا

داده‌های به دست آمده در حوزه سلامت روان در سال ۲۰۲۴ میلادی نشان می‌دهد که بسیاری از کشورها از سال ۲۰۲۰ میلادی به این سو، سیاست‌ها و برنامه‌های سلامت روان خود را به‌روزرسانی کرده‌اند و رویکردهای مبتنی بر حقوق بشر را در اسناد بالادستی پذیرفته‌اند.

با این حال، این پیشرفت‌ها عمدتاً در سطح سیاست‌گذاری باقی مانده و به اصلاحات قانونی و اجرایی عمیق منجر نشده است. تنها ۴۵ درصد کشورها دارای قوانینی هستند که به‌طور کامل با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در حوزه سلامت روان انطباق دارد.

سرمایه‌گذاری ناکافی و نابرابر

یکی از برجسته‌ترین یافته‌های این گزارش، رکود مزمن در تأمین مالی سلامت روان است. سهم هزینه‌کرد دولت‌ها برای سلامت روان همچنان در سطح ۲ درصد از کل بودجه سلامت باقی مانده است. کشورهای با درآمد بالا تا ۶۵ دلار به ازای هر نفر برای سلامت روان هزینه می‌کنند، اما این رقم در کشورهای کم‌درآمد به ۴ سنت نیز نمی‌رسد. کمبود نیروی انسانی متخصص نیز بحران را تشدید کرده است.

 کندی اصلاح ساختار خدمات

گذار از مراقبت‌های نهادی و بیمارستان‌محور به خدمات مبتنی بر سلامت روان جامعه، یکی از اهداف اصلی سازمان جهانی بهداشت است؛ اما داده‌ها نشان می‌دهد که این فرایند به‌کندی پیش می‌رود. کمتر از ۱۰ درصد کشورها به‌طور کامل به این مدل منتقل شده‌اند.

سلامت روان در بحران جهانی و عقب‌ماندگی کشورها در اجرای تعهدات بهداشت روان

سلامت روان در بحران جهانی و شکاف دسترسی

اگرچه ادغام سلامت روان در مراقبت‌های اولیه در حال پیشرفت است، اما شکاف دسترسی همچنان عمیق است. در کشورهای کم‌درآمد، کمتر از ۱۰ درصد افراد مبتلا به اختلالات شدید روانی خدمات دریافت می‌کنند.

نشانه‌های امید در مسیر پیش رو

در کنار این چالش‌ها، برخی تحولات امیدوارکننده نیز دیده می‌شود. توسعه برنامه‌های ارتقای سلامت روان در کودکان، مدارس و خدمات سلامت روان از راه دور، از جمله این نشانه‌هاست.

در پایان باید گفت داده‌های جدید سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که جهان اگرچه در شناخت اهمیت سلامت روان پیشرفت کرده، اما در تبدیل این آگاهی به اقدام مؤثر و عادلانه عقب مانده است. سلامت روان در بحران جهانی نه یک امتیاز، بلکه حقی بنیادین انسان‌ها است که تحقق آن نیازمند اقدام فوری و هماهنگ در سطح ملی و جهانی است.

انتهای پیام.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا